تبلیغات
دنیای عقل، عاطفه و عشق هوشنگ - هوشنگ و زیارت عباسعلی

به نام معبودی که یادش صفای دلهاست و ذکرش مایه آرامش درون.


تاریخ:یکشنبه 17 شهریور 1392-08:30 ب.ظ

هوشنگ و زیارت عباسعلی


 

هوشنگ و زیارت عباسعلی

لیلا سلام. صدای اذان درون تالار دلم پیچیده، غصه روی قلبم سنگینی می کند. راه می افتم توی کوچه پس کوچه های آسیاباد، غربایی، پروین اعتصامی و باریک کوچه های قدیمی.

یک دفعه خودم را توی صحن با صفای عباسعلی می بینم. همان جایی که تا دیروز هر وقت دلم می گرفت آنجا بودم و حالا هر وقت می خواهم صدای خدا را بشنوم آن جایم.

همان جا که امروز، دیروز و شاید فردایم با تو باشد. زیارتگاه نورانی محله قدیمی دوران نوجوانیمان "عباسعلی".

همان جایی که بوی محبت می داد و صدای عاطفه داشت. اگر دل به ضریح کوچک و نازش می دادی حتما وارد پستوهای ذهن خودت می شدی. مواظب بودی که بی راهه نروی، می فهمیدی که خدا مچ آدم ها ی سیاه دل و خطا کار را می گیرد. نور کم سو و سحر آمیز شمع های زائرین دلت را روشن می کرد. انگار شمع ها با اشک هایت اشک می ریختند، پاهایت درون موم شمع ها سفت و سخت می شد!؟ تا گم نشوی. دلم خیلی نازک شده، شمع ها را یکی یکی روشن می کنم و با آنها اشک می ریزم.

لیلا شمعی برای تو و یکی برای خودم روشن می کنم، باز یکی برای تو و یکی برای خودم. درون دل نازکم رد پای تو را می بینم، بوی یاد خودت را توی دهلیزهای دلم پراکنده ای، کاش سری به عشق آباد دلم می زدی.

هوشنگ حمزه نژاد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر