تبلیغات
دنیای عقل، عاطفه و عشق هوشنگ - لیلا و هوشنگ از امروز تا ابدیت

به نام معبودی که یادش صفای دلهاست و ذکرش مایه آرامش درون.


تاریخ:پنجشنبه 2 آبان 1392-04:53 ق.ظ

لیلا و هوشنگ از امروز تا ابدیت

لیلا و هوشنگ از امروز تا ابدیت

غروب نزدیک است، زلال روشنایی روز می رود تا جای خودش را به سیاهی شب بدهد. وقتی آفتاب انتهای روز تمام می شود، کهنگی شب و روزهای زندگیم را بیشتر و بهتر حس می کنم. از زور غصه و تنهایی یواشکی از نردبان پرچین های دلم بالا می روم، آن بالا روی دیوارهای کنگره دارش چمباتمه می زنم، غم غریبی و تنهایی پریشانم کرده است

آن دور دستها، مزرعه آرزوهایم که بسیاری از درختانش ثمر ندارند، سرشکسته خودنمایی می کند.

زمین دلم پر از کرت های کوچک و بزرگ است، انگار بعضی از آنها اصلا به خود آب ندیده اند، خشک و لم یزرع و بدتر از آن بی رمق وا داده اند. چه خوب شد سری به سرزمین آرزوهایم زدم! مثل عالم عجایب، ناشناخته و  پر از رمز و راز  شده است  .بساط پیک نیک، رفت و آمد قوم و خویش ها یا به قول مادر بزرگم قوم خیک ها، دوست و آشنا، مرده و زنده توی آلاچیق های دلم فراوان است.

ناخودآگاه زانوهایم را بغل می گیرم، زانوی غم هم آغوش تنهایی و غربتم می شود، گوشت های دلم درد می گیرد. مثل مرغ بی آشیان، قمری سرگردان پر و بال می زنم، همدمی نیست، خودم را به صبوری دعوت می کنم.

مثل شب های قبرستان که فسفر مرده ها نور افشانی می کند، روزنه ای از نور توی مخمل سیاه غصه های دلم سوسو می زند، پر جاذبه مثل پروانه ها که به دور شمع می گردند به سویش پر می کشم.

نزدیک و نزدیکتر می روم عطر عشق زمین گیرم می کند. لیلا مثل مسافرها اطراق کرده با دیدن او باغ خشک و لم یزرع آرزوهایم به باغ بهشت مبدل می شود، باغی پر از سپیدار و صنوبر با نهرهایی پر از آب روان!!!.

لیلا با لبی متبسم با کوله بار و ساک سفری نشسته، سینه خسته ام قوت می گیرد. انگار با خواست خدای لایزال گردان های عشق به کمک و پشتیبانیم آمده اند. مصمم هستم تا در همان لحظه و همان جا برای خودم و لیلا حوزه مصونیت اصلا خط قرمز ایجاد کنم، قبل از آن که لیلا کلامی بگوید با ترکه ای از صنوبر بر روی خاک های نرم کومه و آلاچیق عشقمان برایش می نویسم! قهر بی قهر، سوء تفاهم بی سوء تفاهم، دوندگی بی دوندگی فراق و دوری هرگز.

لیلا ترکه صنوبر را از دستم می گیرد، با دست چپ پر از مهرش که به قلب مهربانش نزدیک است، روی خاک نرم و نمناک کف کومه  می نویسد، همه این ها میوه ممنوعه باغ بهشت عشقمان است، از امروز تا ابدیت .

هوشنگ حمزه نژاد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


لیلی
پنجشنبه 2 آبان 1392 12:03 ب.ظ
غدیر ، تجلی خواست خالق،
روح آفرینش، برانگیزاننده ستایش و دست های بلندی ست که انسان خاکی را به افلاک می کشاند
عید ولایت مبارک
پاسخ هوشنگ حمزه نژاد : با سلام
الحمدالله الذی جعلنا من المتمسكین بولایت علی ابن ابی طالب"ع" و الائمه المعصومین من ذریه الحسین"ع".
عید غدیر مباركتان.
هوشنگ
لیلی
پنجشنبه 2 آبان 1392 12:01 ب.ظ
تا قیامت دل ما تیره نخواهد ماندن
لیلی آخر ز سیه خانه برون می آید
پاسخ هوشنگ حمزه نژاد : با سلام
فاذكرونی اذكركم و اشكروالی و لا تكفرون.
پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم و شكر مرا بگوئید و ناسپاسی نكنید. طلیعه غدیر خم روز زایشخوب ترین پاكیها مباركتان.
هوشنگ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر